وقتی «كیلو» میشود «نیم كیلو»
بهار امسال، در كنار گرمای طاقتفرسای هوا، برگی دیگر از حكایت روزگار هم رو شد.
«بازار رشت» بخش دلگشایی از این شهر زیباست. وقتی وارد بازار رشت میشوید انبوهی از رنگ و صدا و زیبایی پیش دیدگانتان قدم میزند. مردمانی با لباسهای تمیز، اجناس و میوههای رنگارنگ و صدای دلنشین فروشندگان كه هر یك با لهجه زیبای گیلكی و با شعر و آوایی دلكش اجناس خود را تبلیغ میكنند، اما این روزها وقتی وارد بازار رشت میشوید نكتهای آزاردهنده ممكن است شما را نگران كند! از میدان شهرداری كه وارد بازار میشوید، كاسبان دورهگرد یا میوهفروشی را میبینیدكه روی بار میوهاش نوشته است؛ «آلوچه 5 تومان» یا «گیلاس 6 تومان» و «زرد آلو 8 تومان» و وقتی جلوتر میروید با تعجب میبینید منظور فروشنده محترم «نیم كیلو» از این اجناس لذیذ تابستانه است. نیم كیلو!.... بله این روزها واحد وزن هم دیگر«كیلو» نیست وكیلو جای خود را به «نیم كیلو» داده است. یادش بخیر«من» و «خروار» ....
این پدیده به ظاهر ساده حكایت تلخی با خود دارد كه نمیتوان به راحتی آن را تحلیل كرد. از یك طرف نشاندهنده اقتصاد بیمار است و از طرف دیگر روایتگر كمربندهایی است كه محكمتر بسته شدهاند تا دیگر هوس یككیلو میوه سر سفره خانواده را نكنیم.
البته این اتفاق ریشههای دیگری هم دارد؛ یكی خجالتزدگی برخی از فروشندههای محترم بابت رقم درشت نوشته شده بالای یك طبق فرسوده زرد آلو و دیگری تسلط برخی فروشندگان بیاخلاق به دانش تبلیغات است. شاید این پدیده تلخ ابعاد دیگری هم داشته باشد.
«اقتصاد» پیوند عمیقی با «فرهنگ» دارد. اگر به تاریخ نگاهی بیندازیم روایت تلخ و شیرین این پیوند پیداست. با این حال سوال اصلی این است كه چرا باید در كشور 4 فصلی چون ایران كه هر وجب نشانهای از نعمت بیكران خداوند است، با اینهمه معدن و دریا و منابع خدادادی، جامعه از چنین بیمارهای اقتصادی رنج ببرد؟
گزاف نیست اگر بگوییم گیلان سرسبز به تنهایی میتواند چرخ زندگی نیمی از كشور را با برخورداری از منابعی چون كشاورزی، دریا، صنایعدستی، گردشگری و صنعت و معدن بچرخاند. با این حال بزرگترین دغدغه دولت به جای مدیریت بهینه منابع، اجرای«طرح هدفمندی یارانهها» است.
«بازار» حرفهای زیادی برای گفتن و هشدارهای مهمی برای مسئولان دارد. افول تدریجی «كیلو» نیازمند بررسی بیشتر است. زیرا این «كیلو» نیست كه نصف شده، بلكه قدرت خرید مردم است كه کاهش یافته است. اكنون زمان آن است كه از تجارب «مدیریت جهادی» استفاده كنیم. سالهاست رهبر معظم انقلاب اقتصاد را محور هشدارهای جدی خود قرار دادهاند و ظاهراً بسیاری ازمسئولان و مدیران اقتصادی آنگونه كه باید به خود نیامدهاند.
رمز موفقیت در آینده، حركتی آگاهانه با پشتوانه علمی و بر اساس واقعیات موجود است و چه زمانی بهتر از امروز كه مردم دست یاری به سوی دولت دراز كردهاند و نجیبانه و با صبر و تحمل، همراهی همیشگی خود را اثبات میكنند. انتظار مردم از مسئولان این است كه واقعیات جامعه را دریابند و با مراقبت از «بیتالمال» و تلاش برای حل مشكلات، نجابت ایشان را پاس بدارند. شكی نیست ركن «اقتصاد مقاومتی» توجه به منابع ملی و مدیریت درست آن است. اقتصاد ایران بیش از تحریمها از ناكارآمدی «سیستم تولید» و «ساختارعرضه و تقاضا» رنج میبرد.
«بازار رشت» بخش دلگشایی از این شهر زیباست. وقتی وارد بازار رشت میشوید انبوهی از رنگ و صدا و زیبایی پیش دیدگانتان قدم میزند. مردمانی با لباسهای تمیز، اجناس و میوههای رنگارنگ و صدای دلنشین فروشندگان كه هر یك با لهجه زیبای گیلكی و با شعر و آوایی دلكش اجناس خود را تبلیغ میكنند، اما این روزها وقتی وارد بازار رشت میشوید نكتهای آزاردهنده ممكن است شما را نگران كند! از میدان شهرداری كه وارد بازار میشوید، كاسبان دورهگرد یا میوهفروشی را میبینیدكه روی بار میوهاش نوشته است؛ «آلوچه 5 تومان» یا «گیلاس 6 تومان» و «زرد آلو 8 تومان» و وقتی جلوتر میروید با تعجب میبینید منظور فروشنده محترم «نیم كیلو» از این اجناس لذیذ تابستانه است. نیم كیلو!.... بله این روزها واحد وزن هم دیگر«كیلو» نیست وكیلو جای خود را به «نیم كیلو» داده است. یادش بخیر«من» و «خروار» ....
این پدیده به ظاهر ساده حكایت تلخی با خود دارد كه نمیتوان به راحتی آن را تحلیل كرد. از یك طرف نشاندهنده اقتصاد بیمار است و از طرف دیگر روایتگر كمربندهایی است كه محكمتر بسته شدهاند تا دیگر هوس یككیلو میوه سر سفره خانواده را نكنیم.
البته این اتفاق ریشههای دیگری هم دارد؛ یكی خجالتزدگی برخی از فروشندههای محترم بابت رقم درشت نوشته شده بالای یك طبق فرسوده زرد آلو و دیگری تسلط برخی فروشندگان بیاخلاق به دانش تبلیغات است. شاید این پدیده تلخ ابعاد دیگری هم داشته باشد.
«اقتصاد» پیوند عمیقی با «فرهنگ» دارد. اگر به تاریخ نگاهی بیندازیم روایت تلخ و شیرین این پیوند پیداست. با این حال سوال اصلی این است كه چرا باید در كشور 4 فصلی چون ایران كه هر وجب نشانهای از نعمت بیكران خداوند است، با اینهمه معدن و دریا و منابع خدادادی، جامعه از چنین بیمارهای اقتصادی رنج ببرد؟
گزاف نیست اگر بگوییم گیلان سرسبز به تنهایی میتواند چرخ زندگی نیمی از كشور را با برخورداری از منابعی چون كشاورزی، دریا، صنایعدستی، گردشگری و صنعت و معدن بچرخاند. با این حال بزرگترین دغدغه دولت به جای مدیریت بهینه منابع، اجرای«طرح هدفمندی یارانهها» است.
«بازار» حرفهای زیادی برای گفتن و هشدارهای مهمی برای مسئولان دارد. افول تدریجی «كیلو» نیازمند بررسی بیشتر است. زیرا این «كیلو» نیست كه نصف شده، بلكه قدرت خرید مردم است كه کاهش یافته است. اكنون زمان آن است كه از تجارب «مدیریت جهادی» استفاده كنیم. سالهاست رهبر معظم انقلاب اقتصاد را محور هشدارهای جدی خود قرار دادهاند و ظاهراً بسیاری ازمسئولان و مدیران اقتصادی آنگونه كه باید به خود نیامدهاند.
رمز موفقیت در آینده، حركتی آگاهانه با پشتوانه علمی و بر اساس واقعیات موجود است و چه زمانی بهتر از امروز كه مردم دست یاری به سوی دولت دراز كردهاند و نجیبانه و با صبر و تحمل، همراهی همیشگی خود را اثبات میكنند. انتظار مردم از مسئولان این است كه واقعیات جامعه را دریابند و با مراقبت از «بیتالمال» و تلاش برای حل مشكلات، نجابت ایشان را پاس بدارند. شكی نیست ركن «اقتصاد مقاومتی» توجه به منابع ملی و مدیریت درست آن است. اقتصاد ایران بیش از تحریمها از ناكارآمدی «سیستم تولید» و «ساختارعرضه و تقاضا» رنج میبرد.
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۴ ساعت 20:18 توسط رضاسيف پور
|
«پروردگارا سینه ام را گشاده گردان و کار را بر من آسانفرما و از زبانم گره بگشاتا همگان سخنم را دریابند»